صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
459
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - با مسلمانان به سوى آن قلعه حركت كرد و اوّل يهوديان را به اسلام فرا خواند . آنان نپذيرفتند و همراه فرمانروايشان مرحب به جنگ مسلمانان آمدند . وقتى مرحب وارد ميدان شد ، هم رزم طلبيد . سلمه پسر اكوع مىگويد : مرحب ، شمشيرش را به اهتزاز در آورد و به رجزخوانى لب گشود : « خيبريان مىدانند كه من مرحبم . پهلوانى آزموده و غرق در سلاحم . آنگاه كه جنگ روى آورد و زبانه كشد . « 1 » » عمويم ، عامر به ميدان آمد و گفت : « خيبريان بدانند كه من عامرم و غرق در اسلحه و پهلوانى بىباكم . » « 2 » ( 1 ) آنگاه آن دو بر پيكر هم ضربه وارد آوردند . شمشير مرحب در سپر عامر فرو رفت . عامر خود را به پايين كشاند تا از ضربهء مرحب در امان باشد . شمشيرش كوتاه بود ، خواست ساق پاى دشمن را با شمشير بزند ؛ اما لبهء تيز آن برگشت و به زانوى خود برخورد كرد و او را از پاى در آورد . پيامبر دربارهء عامر فرمود : او دو پاداش دارد و دو انگشت را كنار هم قرار داد . عامر هم تلاش فراوان از خود نشان داد و هم مبارز بود و در ميان عرب مانند او كمتر يافت مىشود . « 3 » مرحب - بازهم رزم مىطلبيد و رجز مىخواند . على ، به ميدان رفت . سلمه پسر اكوع مىگويد : على نيز اين اشعار را سرود : « من ، همانم كه مادرم مرا حيدر نام نهاده است . و هم چون شير بيشه با هيبت و ترسناكم اگر تجاوزى از دشمن سر زند با شمشير آنان را از پاى در مىآورم « 4 » . » سپس ضربهاى كوبنده بر فرق سر مرحب زد و او را كشت و قلعه را گشودند . « 5 »
--> ( 1 ) - قد علمت خيبر أنّى مرحب * شاكى السلاح بطل مجرّب إذا الحروب اقبلت تلهّب ( 2 ) - قد علمت خيبر أنى عامر * شاكى السلاح بطل مغامر ( 3 ) - صحيح مسلم و بخارى . [ سلمه مىگويد : چند نفر از مسلمانان گفتند : زحمت عامر به هدر رفت ، چون خود را كشته است . گريان ، پيش پيامبر رفتم و آن چه را كه شنيده بودم ، بازگفتم . فرمود : چنين نيست و عامر از دو پاداش برخوردار است . پاداش پركار بودن و پاداش مجاهد بودن . ] ( سيرهء نبوى ، ابن كثير ، ص 356 ) . ( 4 ) - أنا الذي سمّتنى أمّى حيدره * كليث غابات كريه المنظره أو فيهم بالصاع كيل السّندره ( 5 ) - مصادر تاريخى در مورد فتح قلعه ، روز فتح آن و كشتن مرحب ، سخن زياد گفته و اختلاف نظر داشتهاند كه در صحيحين آمده است . هيكل در ص 389 مىگويد : مرحب به دست محمد پسر مسلمه كشته شد . . .